الزامات و مؤلفههای راهبری فرهنگی در نهاد نماز جمعه
حجر حسنی سعدی – معاون آموزش و راهبری فرهنگی شورای سیاستگذاری ائمه جمعه
نماز جمعه در تجربۀ حکمرانی جمهوری اسلامی ایران، فراتر از یک آیین عبادیِ هفتگی، نهادی اثرگذار در شکلدهی به حیات فرهنگی و اجتماعی جامعه است.
این نهاد در دهههای گذشته، در بزنگاههای مختلف تاریخی، توانسته است نقش خود را در تقویت هویت دینی، ایجاد انسجام و حرکت اجتماعی و تبیین مسائل کلان جامعه ایفا کند. با این حال، تحولات سریع فرهنگی، گسترش زیست رسانهای، تغییرات نسلی و پیچیدهتر شدن مسائل اجتماعی، ضرورت بازاندیشی در الگوی کارکردی این نهاد را بیشازپیش برجسته کرده است. از این رو، توجه به مفهوم «راهبری فرهنگی» چارچوبی مفهومی برای ارتقای نقش نمازجمعه در مواجهه با مسائل نوپدید فرهنگی فراهم میآورد.
راهبری فرهنگی در این معنا، صرفاً به معنای مدیریت تحقق یک فعالیت فرهنگی نیست، بلکه ناظر به توانایی هدایت، هماهنگسازی و جهتدهی به مجموعهای از ظرفیتهای فرهنگی در سطح جامعه است. نمازجمعه، بهواسطۀ جایگاه خود در الگوی شبکهسازی اسلام، سرمایۀ نمادین و گسترۀ ارتباطیاش، از این ظرفیت برخوردار است که به اصلیترین کانون این راهبری در سطح شهرها تبدیل شود. تحقق چنین جایگاهی مستلزم توجه به چند محور اساسی است:
1. شناخت نظام مسائل فرهنگی شهر: راهبری فرهنگی بدون درک دقیق تحولات اجتماعی و فرهنگی امکانپذیر نیست. تغییر الگوهای ارتباطی، گسترش فضای مجازی، تحولات سبک زندگی و شکلگیری مطالبات جدید اجتماعی، همگی نشان میدهند که میدان فرهنگ امروز پیچیدهتر از گذشته است. نمازجمعه هنگامی میتواند نقشی مؤثر ایفا کند که نسبت به این تحولات، شناختی عمیق و بهروز داشته باشد و بتواند مسائل واقعی جامعه را از منظر نخبگانِ آن دریافته و در دستور کار خود قرار دهد.
2. ایفای نقش مرجعیت تبیینی در فضای عمومی: در شرایطی که جامعه با انبوهی از روایتها و تفسیرهای متکثر از واقعیت مواجه است، وجود نهادهایی که بتوانند با اتکا به عقلانیت دینی و اجتماعی به تبیین مسائل بپردازند، اهمیتی مضاعف مییابد. نمازجمعه میتواند با ارائۀ تحلیلهای روشن، امیدآفرین و آیندهنگر، به شکلگیری افقهای مشترک در جامعه کمک کند.
3. شبکهسازی و همافزایی میان ظرفیتهای فرهنگی: میدان فرهنگ، عرصهای چندبازیگری است که در آن نهادهای مردمی، گروههای جوان، فعالان فرهنگی و مجموعههای اجتماعی نقشآفرین هستند. راهبری فرهنگی زمانی محقق میشود که این ظرفیتها در چارچوبی همافزا و هدفمند با یکدیگر ارتباط پیدا کنند. نمازجمعه میتواند بهعنوان نقطۀ اتصال این شبکه اخوتی و دینی عمل کرده و زمینۀ تعامل و همکاری میان این مجموعهها را فراهم آورد.
4. تقویت مشارکت اجتماعی و مردمیسازی فعالیتهای فرهنگی: تجربههای موفق فرهنگی نشان میدهد که پایداری و اثرگذاری فعالیتها تا حد زیادی به میزان مشارکت مردم وابسته است. نمازجمعه با برخورداری از سرمایۀ اعتماد اجتماعی، میتواند زمینۀ شکلگیری ابتکارات مردمی، حضور فعال جوانان و مشارکت داوطلبانۀ گروههای مختلف اجتماعی را فراهم سازد.
5. نقشآفرینی در حل مسائل فرهنگی شهر: راهبری فرهنگی زمانی معنا پیدا میکند که منجر به حل مسئله شود. نمازجمعه میتواند با بهرهگیری از ظرفیتهای نخبگانی، ایجاد حلقههای مشورتی و پیوند دادن دانش و تجربۀ اجتماعی، در طراحی راهحلهای فرهنگی برای مسائل شهری نقشآفرین باشد. چنین رویکردی، نمازجمعه را از یک تریبونِ صرف به نهادی فعال در فرآیند مدیریت فرهنگی جامعه تبدیل میکند.
بنابراین اگر نمازجمعه مبتنی بر این رویکرد راهبردی، جایگاه خود را در معماری جدید حکمرانی فرهنگی شهر بازتعریف کند، ظرفیت تمدنی آن در گام دوم شکوفا خواهد شد و همچنان بهعنوان کانون هدایت فرهنگی جامعه ایفای نقش خواهد کرد؛ نهادی که ضمن پاسداری از هویت و ارزشها، افقهای تازهای برای آیندۀ فرهنگی جامعه ترسیم میکند.
جهت مشاهده و دانلود نسخه پیدیاف کلیک کنید
نظر شما در مورد این مطلب چیه؟