پژوهشی درباره تاریخ تشریع نماز جمعه در اسلام
چکیده
زمان تشریع نماز جمعه همواره بین اهل تحقیق محل بحث و گفتوگو بوده است. برخی از مورخان، تاریخ تشریع آن را قبل از هجرت پیامبر(ص) به مدینه میدانند. بر اساس این دیدگاه، اوّلین نماز جمعه توسط مصعب بن عمیر و یا اسعد بن زراره در مدینه اقامه شده است. در مقابل، گروهی دیگر بر این باورند که نماز جمعه در مدینه تشریع شده و اوّلین خطیب آن نیز خود پیامبر(ص) بوده است. نگارنده در این پژوهش میکوشد با بهرهگیری از منابع تاریخی، دیدگاه هر دو گروه را مطرح و دیدگاه برگزیده را با توجه به گزارشهای تاریخی اثبات کند.
واژگان کلیدی: نماز جمعه، تشریع، مصعب بن عمیر، اسعد بن زراره، نامۀ پیامبر(ص)، مکه، مدینه.
مقدمه
نماز جمعه از احکام تکلیفی است و از اولین اقدامات پیامبر گرامی(ص) پس از ورود به مدینه شمرده شده است. سبقت در برپایی نماز جمعه، نشانۀ اهمیت و جایگاه رفیع آن در فرهنگ اسلامی است؛ همانگونه که در قرآن کریم، سبقت در پذیرش اسلام نشانۀ برتری آنان بر دیگر مسلمانان بیان شده است. سبقت تشریعی موضوعات و احکام اسلامی نیز، گاهی بیانگر همین موضوع است. بر این اساس، نماز جمعه را از جمله عبادتهایی دانستهاند که در زمان پیامبر(ص) تأثیر بسزایی در تشکیل حکومت اسلامی داشته است.
بنابر مباحث پیشگفته، این تحقیق با در نظر گرفتن جایگاه نماز جمعه در میان معارف اسلامی، با بیان گزارشهای تاریخی به بررسی مکی یا مدنی بودن تشریع نماز جمعه میپردازد.
آنچه در این مقاله مورد توجه قرار گرفته، بررسی اجمالی تاریخ تشریع نماز جمعه، با توجه به گزارشهای تاریخی است که در قالب مقاله علمی-تخصصی ارزیابی میشود. نتیجۀ پژوهشی مفصلتر در این موضوع، مقالۀ علمی-پژوهشی خواهد بود. مقالۀ حاضر، ابتدا دو دیدگاه تشریع مکی یا مدنی بودن نماز جمعه بررسی میکند و سپس با توجه به گزارشهای تاریخی موجود، دیدگاه برگزیدۀ مولف در قسمت نتیجه بیان خواهد شد.
تاریخ تشریع نماز جمعه
دربارۀ تاریخ تشریع نماز جمعه بین مورخان دیدگاههای گوناگونی وجود دارد. برخی از مورخان بر این باورند که تشریع نماز جمعه در دوران بعثت نبوی و قبل از ورود ایشان به مدینه رخ داده است و اولین نماز جمعه نیز با اذن پیامبر(ص) توسط نمایندۀ ایشان، مصعب بن عمیر اقامه شده است. این دسته، نامۀ پیامبر(ص) را شاهدی بر دیدگاه خود بیان میکنند. در برابر این دیدگاه، بعضی دیگر از مورخان و مفسران معتقدند که حکم برپایی نماز جمعه، در دورۀ هجرت و در مدینه نازل شده است. بر اساس این دیدگاه، اوّلین اقامهکننده نماز جمعه، پیامبر گرامی اسلام(ص) است که قبل از ورود به یثرب، در قبیلۀ بنیسالم، آن را برپا کردهاند. بنابراین با توجه به گزارشهای مورخان، در این زمینه دو دیدگاه کلی وجود دارد:
الف: تشریع نماز جمعه در مکه، برگزاری آن در مدینه
برخی مورخان با استناد به روایت عبداللّه بن عباس معتقدند تشریع نماز جمعه در مکه بود؛ اما چون اقامۀ آن در مکه برای پیامبر(ص) ممکن نبود، قبل از ورود ایشان به مدینه، توسط مصعب بن عمیر و یا اسعد بن زراره در مدینه اقامه شد و پیامبر(ص) بعد از هجرت، اوّلین نماز جمعه را در قبیلۀ بنیسالم اقامه کرد.
بنابر دیدگاه صالحی شامی، تشریع نماز جمعه در مکه اتفاق افتاده، اما عملاً اوّلین نماز جمعه در مدینه اقامه شده است. سهیلی نیز نقل کرده که دارقطنی روایتی را از ابن عباس نقل کرده که طبق آن، نماز جمعه در مکه تشریع و در مدینه برپا شده است. نیز بنا بر نقل احمدی میانجی، شوکانی از علمای بزرگ اهلتسنن معتقد است که نماز جمعه در مکه تشریع و در مدینه اقامه شد. شوکانی از قول طبرانی نقل کرده که ابن عباس روایت میکند که برپایی نماز جمعه بر پیامبر اسلام(ص) قبل از هجرت به مدینه و در مکه واجب شده بود؛ اما چون امکان اقامه آن در مکه وجود نداشت، در نامهای به اصحابشان در مدینه، از آنان خواستند نماز جمعه را برپا کنند.
ابوالفرج حلبی یکی دیگر از موافقان دیدگاه تشریع نماز جمعه در مکه و برگزاری آن در مدینه، بر پایۀ روایت ابن عباس است. بر اساس نقل او، دربارۀ تاریخ تشریع نماز جمعه از ابن عباس روایت شده پیامبر(ص) به اهالی مدینه، قبل از هجرتشان به آنجا، اجازه دادند که نماز جمعه را برپا کنند. او در ادامۀ روایت ابن عباس را نقل میکند که برگزاری این نماز با اذن پیامبر(ص) بوده و اجتهاد شخصی اهل مدینه در برپایی آن نبوده است.
برخی مورخان، نامۀ پیامبر(ص) به مصعب بن عمیر برای برپایی نماز جمعه را نقل کرده و آن را سندی بر اقامۀ نماز جمعه در مدینه و تشریع آن در مکه برشمردهاند. ابن سعد از مورخان متقدم و سرشناس مینویسد: «پیامبر علاوه بر دو رکعت نماز، به مصعب نامه نوشت که برای مردم خطبه نیز بخواند.» مورخان دیگری نیز، متن نامۀ پیامبر(ص) به مصعب بن عمیر را گزارش کردهاند؛ اما فقط دستور پیامبر(ص) به دو رکعت نماز را در گزارش خود آوردهاند؛ البته با توجه به وجوب نماز ظهر در چهار رکعت، میتوان استنباط کرد که منظور از دو رکعت، همان برگزاری نماز جمعه است که در دو رکعت اقامه میشود. این دیدگاه با توجه به گزارش ابن سعد از متن نامۀ پیامبر(ص) به مصعب دربارۀ صدور دستور خطبه تقویت میشود.
برخی مورخان معاصر نیز بر این باورند که نماز جمعه در مکه تشریع شده و آیۀ ۹ سورۀ جمعه بر وجوب نماز جمعه در مدینه دلالت ندارد؛ بلکه این آیه، بر کوشش در برپایی آن تأکید دارد. بنابراین نماز جمعه در مکه تشریع شده و در مدینه اقامه شده است.
سیّدجعفر مرتضی عاملی از طرفداران این نظریه است. او پس از ذکر آیۀ «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِذا نُودِیَ لِلصَّلاهِ مِنْ یَوْمِ الْجُمُعَهِ فَاسْعَوْا إِلیٰ ذِکْرِ اللَّه» میگوید: «مقصود از این آیه، وجوب اهتمام به نماز جمعه است و ممکن است قبل از آن، در مکه واجب شده باشد؛ ولی چون امکان برپایی آشکار آن نبوده اقامه نشده است و یا اگر مخفیانه برپا شده، خبر آن به ما نرسیده است». او در ادامه مینویسد: «مؤید این مطلب، خبری است که دارقطنی از ابن عباس نقل کرده که پیامبر(ص) قبل از مهاجرت به مدینه، موظف به اقامۀ نماز جمعه بود؛ ولی چون ممکن نبود، آن را در مکه اقامه نکرد و به مصعب نامه نوشت تا در مدینه، نماز جمعه را به دو رکعت اقامه کند».
مفسر بزرگ، علامۀ طباطبایی نیز در تفسیر سورۀ جمعه، مقصود از این سورۀ را اهتمام به برپایی نماز جمعه -نه تشریع نماز جمعه به واسطۀ نزول این سوره- بیان کرده است: «مقصود از این سوره -گرچه آیات دیگری در موضوعات مربوط به بعثت و اهداف آن، موت، معاد و یهود دارد- توجه دادن به همت جدی، برای برپا داشتن نماز جمعه و اینکه این واجب از شعائر بزرگ الهی است، بوده و به نقش آن در اصلاح دنیا و آخرت مردم توجه داده است».
ب: تشریع و برپایی نماز جمعه در مدینه
برخی منابع تاریخی، اقامۀ نماز جمعه را همزمان با تشریع این فریضه الهی دانستهاند و با اشاره به برگزاری آن به وسیلۀ پیامبر(ص) هنگام ورود به مدینه، تشریع نماز جمعه را در دوران حاکمیت ایشان در مدینه قلمداد کردهاند. دلیل مهم این دیدگاه، نزول سورۀ جمعه در روزهای حضور پیامبر(ص) در مدینه است. این دلیل با توجه اینکه عالمان شیعه و سنی بر مدنی بودن سورۀ جمعه اتفاق دارند، تقویت میشود.
علامۀ طباطبایی نیز، در تفسیر آیۀ «و إذا رأَوْا تجاره أو لهواً» به این مطلب اشاره میکند: «قد اتفقت روایات الشیعه و اهل السنه علی إنّه ورد المدینه غیر معها تجاره … الخبر».
محمّد بن جریر طبری از مورخان صاحبنام اهلتسنن، در دو کتاب تفسیری و تاریخیاش به این دیدگاه اشاره کرده است. او نوشته است: «اولین نماز جمعه را حضرت(ص) در قبیلۀ بنیسالم بن عوف در مدینه اقامه کرد و در گذر زمان، آن مکان به عنوان مسجد انتخاب شد».
برخی از مفسران و محدثان شیعه نیز معتقدند اولین خطبه و نماز جمعه در مدینه اقامه شده است. استناد آنان نیز بر پایۀ آیۀ نماز جمعه است. امینالاسلام، فضل بن حسن طبرسی، از جمله عالمانی است که این دیدگاه را در تفسیرش پذیرفته است.
توضیح آنکه بنا بر نقل طبری و طبرسی و دیگر منابع تاریخی و روایی فریقین، پیامبر(ص) هنگام هجرت از مکه به مدینه، نزدیک ظهر روز دوشنبه، دوازدهم ربیعالاول سال اوّل هجری، در محلّۀ قبا به منزل عمرو بن عوف وارد شد و تا روز پنج شنبه در آنجا باقی ماند تا امام علی(ع) به همراه فواطم (فاطمه دختر پیامبر(ع)، فاطمه دختر اسد مادر امام علی(ع)، و فاطمه دختر زبیر) به آن حضرت بپیوندند و به دستور آن حضرت، مسجدی در آن مکان بنا شد که در گذر زمان، به «مسجد قبا» معروف شد.
در ادامه این گزارش تاریخی و روایی چنین وارد شده است: «پس از پیوستن امام علی(ع) و همراهان، پیامبر(ص) در روز جمعه، به سمت مدینه حرکت کرد. هنگامی که وارد شهر گردید، در محلّه بنیسالم ساکن شد که با نزدیک ظهر روز جمعه، همزمان شد و ایشان در همان مکان -که در گذر زمان به مسجد تبدیل شد- اوّلین خطبۀ جمعه را بیان کرد و با همراهان و مسلمانان، نماز جمعه را بهجا آورد و این، اوّلین نماز جمعۀ پیامبر(ص) بود».
نتیجه
در مطالب پیشگفته دربارۀ اختلاف دو دیدگاه دربارۀ زمان تشریع نماز جمعه سخن به میان آمد؛ اما به دلایل زیر مکی بودن تشریع نماز جمعه ارحج به نظر میرسد:
یک. از جمله شواهد مکی بودن نماز جمعه این است که بنا بر گزارشهای تاریخی، پیامبر(ص) هنگام ورود به مدینه و قبل از رسیدن به این شهر، اوّلین نماز جمعه را اقامه کرد و این در حالی بود که هنوز سورۀ جمعه نازل نشده بود. این مطلب هنگامی تقویت میشود که اشارهای در گزارشهای تاریخی به دستور برپایی نماز جمعه بر اساس آیۀ ۹ سورۀ جمعه، قبل از ورود پیامبر(ص) به مدینه وجود ندارد؛ بنابراین برپایی نماز جمعه قبل از نزول سورۀ جمعه را میتوان دلیلی بر وجوب آن در مکه تلقی کرد و دیدگاه عالمانی را که میگویند تشریع نماز جمعه در مدینه بوده مردود دانست.
دو. نامۀ پیامبر(ص) به مصعب بن عمیر -که در آن به او دستور میدهد نماز جمعه را در مدینه اقامه کند- شاهد روشنی بر تشریع نماز جمعه در مکه است؛ البته در برخی خبرهای تاریخی آمده که اسعد بن زراره، اوّلین نماز جمعه را اقامه کرده که خود به یک تحقیق تاریخی مجزا نیاز دارد.
دیدگاه برخی مورخان این است که اوّلین نماز جمعه را مصعب بن عمیر اقامه کرد. مصعب بن عمیر، پیش از آمدن پیامبر(ص) به عنوان نمایندۀ حضرت وارد مدینه شد؛ با وجود این گزارش تاریخی، چگونه میتوان تشریع نماز جمعه را نپذیرفت؟
همچنین، دستور به برگزاری آن توسط پیامبر(ص) را جایز دانست؟! قطعاً پیامبر(ص) مجری دستورهای شارع مقدس، یعنی خداوند متعال است؛ حال اگر نماز جمعه در مکه تشریع نشده بود، آیا پیامبر از جانب خود، بدون اینکه این حکم از سوی خدا بر او نازل شده باشد، میتوانست هنوز امری را که تشریع نشده بود، شرعی کند؟! پس حکم وجوب برگزاری نماز جمعه به پیامبر(ص) پیش از این، اعلان شده بود که ایشان نیز به نمایندۀ خودشان دستور میدهد نماز جمعه را در مدینه برپا کند.
سه. ابن عباس علت برگزار نشدن نماز جمعه را فضای حاکم بر مکه عنوان کرده بود. این فضای فشار و خفقان، به خوبی در گزارشهای تاریخی ترسیم شده است. بنابراین برپایی یک واجب اجتماعی همچون نماز جمعه، در آن محیط، بسیار سخت بوده است. با توجه به چنین فضای دشواری، روایت ابن عباس در ممکن نبودن برگزاری نماز جمعه در مکه و اقامۀ آن در مدینه صحیح به نظر میرسد.
چهار. در گزارشهای تاریخی آمده بود که اهل مدینه خواستار اجتماع در روزی مشخص را -مانند یهودیان و مسیحیان- از پیامبر(ص) داشتند. در مقابل این درخواست نیز، پیامبر(ص) به مصعب بن عمیر دستور برگزاری نماز اجتماعساز جمعه را داد که نشانگر اهمیت نماز جمعه و اجتماع مسلمانان در اسلام است.
پنج. بعضی از مفسران و مورخان نیز آیۀ نماز جمعه را نشانۀ وجوب آن ندانستهاند؛ بلکه آن را اهتمام ویژۀ اسلام به نماز جمعه قلمداد کردهاند. این موضوع نیز شاهدی دیگر بر تشریع نماز جمعه در مکه است.
فهرست منابع
۱. قرآن کریم.
۲. ابن سعد، محمّد، الطبقات الکبرى، تحقیق محمد عبدالقادر عطا، ۱۴۱۰ ق، اوّل، بیروت، دار الکتب العلمیه.
۳. احمدى میانجى، علی، مکاتیب الرسول(ص)، ۱۴۱۹ ق، اوّل، قم، دار الحدیث.
۴. العاملی، سیّدجعفر مرتضى، الصحیح من سیره النبیّ الأعظم، ۱۴۲۶ ق، اوّل، قم، دار الحدیث.
۵. حلبى شافعى، ابو الفرج، السیره الحلبیه، ۱۴۲۷ ق، دوم، بیروت، دار الکتب العلمیه.
۶. راوندی، قطب الدین، فقه القرآن، قم، کتابخانۀ عمومی حضرت آیتاللّه العظمی مرعشی نجفی(ره).
۷. سهیلی، عبد الرحمن، الروض الأنف فی شرح السیره النبویه، ۱۴۱۲ ق، اوّل، بیروت، دار إحیاء التراث العربى.
۸. صالحى دمشقى، محمّد بن یوسف، سبل الهدى و الرشاد فی سیره خیر العباد، ۱۴۱۴ ق، اوّل، بیروت، دار الکتب العلمیه.
۹. طباطبایی، محمّدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ۱۳۷۵ ق، اوّل، تهران، دارالکتب الاسلامیه.
۱۰. طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، بیتا، بیروت، دار العلوم.
۱۱. طبری، محمد بن جریر، تاریخ الأمم و الملوک، تحقیق محمّد ابوالفضل ابراهیم، ۱۳۸۷ ق، دوم، بیروت، دار التراث.
نویسنده: حجت الاسلام و المسلمین علی حسین زاده
برای دانلود فایل پیایاف روی لینک کلیک کنید.
نظر شما در مورد این مطلب چیه؟