Skip to main content

مرکز تخصصی شهدای محراب

معرفی کتاب همرزمان حسین (ع)

معرفی کتاب همرزمان حسین (ع)

نشریه رسم راهبری

- اندازه متن +

معرفی کتاب «همرزمان حسین ع»

احسان جلیلی

اوّل: اطلاعات ظاهری کتاب

نام کتاب: همرزمان حسین؟ع؟

نویسنده: حضرت آیت‌اللّه العظمی سیّد علی خامنه‌ای؟مد؟

ناشر: انتشارات انقلاب اسلامی (وابسته به مؤسسۀ پژوهشی – فرهنگی انقلاب اسلامی)

تعداد صفحات: ۱۳۱ صفحه

موضوع: تحلیل مبارزات سیاسی امامان معصوم؟عهم؟ و نقد تحریف‌های تاریخی چهرۀ ائمه.

دوم: معرفی اجمالی کتاب

کتاب «همرزمان حسین؟ع؟» مجموعه‌ای از ده سخنرانی تاریخی رهبر شهید انقلاب است که در محرم سال ۱۳۹۳ هجری قمری (بهمن‌ماه ۱۳۵۱ هجری شمسی) در هیئت «انصارالحسین؟ع؟» تهران ایراد شده است. این سخنرانی‌ها در اوج فضای اختناق و سرکوب رژیم پهلوی و تحت فشار شدید ساواک، انجام گرفته و نشان‌دهندۀ شجاعت و بصیرت عمیق ایشان در تبیین جایگاه مبارزاتی ائمه؟عهم؟ است. ایشان در این کتاب با استناد به روایات معتبر و تحلیل تاریخ اسلام، به نقد این باور رایج می‌پردازد که ائمه؟عهم؟ پس از واقعۀ عاشورا، صرفاً به عبادت و تدریس مشغول بوده و از مبارزه با حکومت‌های جور، کناره گرفته‌اند.

ایشان با طرح نظریۀ «انسان ۲۵۰ ساله»، تمام ائمه؟عهم؟ را یک جبهۀ واحد و حقیقی پیوسته می‌داند که در طول دو قرن و نیم، با روش‌های متناسب با شرایط هر عصر، برای براندازی حکومت ظلم و برقراری حکومت الهی تلاش کرده‌اند.

بر این اساس، امام سجاد؟ع؟ بنیان‌گذار نهضت مخفی شیعه، امام باقر و امام صادق؟عهم؟ تبیین‌کنندگان و تدوین‌کنندگان مکتب، و سایر ائمه؟عهم؟ ادامه‌دهندگان این راه در عرصه‌های سیاسی، فرهنگی و گاه مسلحانه بوده‌اند. این کتاب، چهرۀ واقعی ائمه؟عهم؟ را از میان انبوه تحریف‌های دشمنان و نیز برخی روایات ساختگی بیرون می‌کشد و آنان را به عنوان «همرزمان حسین؟ع؟» در یک جبهۀ واحد به تصویر می‌کشد.

سوم: بیان بخش‌ها (فهرست کتاب) و توضیح کوتاه دربارۀ هر بخش

این کتاب مشتمل بر ده گفتار (سخنرانی) است که عناوین و خلاصه هر یک به شرح زیر است:

گفتار اول: گونه‌های مختلف بحث دربارۀ مسئلۀ امامت:

تمایز میان بحث از ضرورت امامت، شرایط امام و نقش سیاسی امام؛ تأکید بر ضرورت شناخت «روش» و «سیرۀ» امامان.

گفتار دوم: اهمیت شناخت چهره و سیرۀ حقیقی ائمه؟عهم؟:

بیان دو فایدۀ اصلی شناخت امام (آموزندگی و ایجاد روحیۀ غرور و افتخار) و تشریح روش دشمنان برای تحریف چهرۀ قهرمانان.

گفتار سوم: فلسفه و هدف امامت:

بررسی دو هدف اصلی پیامبر (ایجاد انقلاب و جامعه‌سازی) و نقش امام در ادامۀ آن دو هدف (تبیین دین و رهبری سیاسی جامعه).

گفتار چهارم: انسان ۲۵۰ سالۀ مبارز:

نظریۀ محوری کتاب، همۀ ائمه؟عهم؟ یک جبهه و یک انسانِ واحد در طول تاریخ هستند که با روش‌های گوناگون برای یک هدف مشترک مبارزه کرده‌اند.

گفتار پنجم: دوران های چهارگانه امامت

گفتار ششم: بررسی برهۀ آغازین دورۀ چهارم امامت

گفتار هفتم: حیات سیاسی امام صادق؟صل؟

گفتار هشتم: اقدامات حاد ائمه؟عهم؟ و برخورد با علما و شعرای درباری:

نقد روایات ساختگی و بررسی برخورد قاطع ائمه با علمای وابسته و تشویق شعرای متعهد.

گفتار نهم: امامزادگان انقلابی:

بررسی قیام‌های امامزادگان (مانند زیدبن علی و نفس زکیه) و دفاع از آنان در برابر اتهام «خروج بدون اجازه».

گفتار دهم: تقیّه:

تبیین معنای صحیح تقیّه به عنوان یک روش عقلایی برای حفظ نیرو در شرایط اضطرار، نه به معنای ترس و سازشکاری.

چهارم: عباراتی از کتاب

۱. لزوم شناخت صحیح از سیرۀ ائمه:

«متأسفانه امروز هیچ یک از این دو فایده در اختیار ما نیست؛ ما نه به صورت آموزنده، زندگی امام را فهمیده‌ایم و نه به صورت برانگیزاننده. وقتی به زندگی ائمۀ هدی؟عهم؟ نگاه می‌کنیم، چیزی از زندگی اینها به دست نمی‌آوریم. خب، اگر بخواهید به ظاهر نگاه کنید، زندگی، زندگی متناقضی است… امام حسن؟ع؟ یک جور زندگی می‌کند، امام حسین؟ع؟ نقطۀ مقابل او زندگی می‌کند… آیا تناقض نیست؟».

۲. تحریف چهرۀ امام سجاد؟ع؟:

«امام سجاد؟ع؟ را یک آدم ضعیف بی‌اراده معرفی کردند؛ امام بیمار! هیچ نام دیگرى، هیچ عنوان دیگرى، هیچ لقب افتخارآمیز دیگرى غیر از «بیمار» براى یک امام پیدا نکردند!… امام سجادى که متزلزل‌کنندۀ بنیان اموى است، کسى که ضامن همۀ نهضت‌هایى است که در طول تاریخ تشیّع به وسیلۀ شیعه انجام گرفته است. شیعه، امروز امام سجاد؟ع؟ را یک بیمار می‌داند».

۳. نظریۀ «انسان ۲۵۰ ساله»:

«ما این یازده امام را یک انسان فرض می‌کنیم… این انسان در زندگی خود، فراز و نشیب‌هایی داشته است. ممکن است در نظر ما یک جاهایی ضدّ و نقیض بیاید، امّا چون می‌دانیم که اوّلاً یک انسان است و ثانیاً حرکت او و زندگی او یک جهت داشته و از یک جا الهام می‌گرفته است؛ یعنی از کتاب خدا و سنّت پیغمبر؟صل؟ … باید دقّت کنیم و این تناقض را رفع کنیم؛ و اتّفاقاً هر جا دقّت می‌کنیم، تناقض به خودی خود رفع می‌شود».

۴. معنای جهاد:

«جهاد عبارت است از درگیرى با یک دشمن – این دشمن هر که می‌خواهد باشد – به یکى از اشکال و شقوق ممکن… تلاش و کوشش در راه پیشبرد هدف؛ منتها آن تلاش و کوششی که با درگیری با دشمن همراه است. آن تلاشی که با درگیری با دشمن همراه نیست، اسمش جهاد نیست.»

۵. نقش امام در برابر حاکم جور:

«امام باید بی‌امان تلاش کند، مبارزه کند، کوشش کند تا بلکه بتواند این دو منصب الهی را باز قبضه کند و راهی را که خدای متعال برای او معیّن کرده است، ادامه دهد. نه اینکه بنشیند کنار و بگوید خب، خدا از من نخواسته بیش از اندازه توانم را به کار گیرم.»

۶. شیعیان راستین:

«شیعۀ واقعی آن کسی است که این هدف را می‌فهمد. و یک کلمه به شما بگویم: ما اگر چنانچه صد سال هم عمر کنیم، امّا ندانیم که امام ما برای چه بود و در راه اماممان حرکت نکنیم، شایستۀ نام شیعه نیستیم».

پنجم: در یک نگاه

موضوع کتاب: تحلیل سیرۀ مبارزاتی امامان معصوم؟عهم؟ و نقد تحریف‌های تاریخی چهرۀ ایشان؛ اثبات این که همۀ ائمه در یک جبهۀ واحد علیه طاغوت زمان مبارزه می‌کرده‌اند.

ساختار: یک جلد، مشتمل بر ده گفتار (سخنرانی) با مقدمۀ مفصل ناشر و فهرست مطالب

محورهای اصلی:

نقد نگاه رایجِ «سازشکار» و «عبادت‌پیشه» به ائمه؟عهم؟

نظریۀ «انسان ۲۵۰ ساله» (وحدت هدف و جبهۀ ائمه؟عهم؟)

تبیین معنای حقیقی جهاد (مبارزه با دشمن در اشکال مختلف)

بررسی مناسبات ائمه؟عهم؟ با خلفا، علمای درباری و شیعیان

تحلیل قیام‌های امامزادگان انقلابی

تبیین تقیّه به عنوان تاکتیک نه انفعال

کارکرد: روشن ساختن چهرۀ واقعی ائمه برای پیروان؛ ایجاد روحیۀ مبارزاتی و خودباوری در شیعیان؛ پاسخ به شبهات تاریخی و کلامی؛ ارائۀ الگوی عملی از رهبری و مبارزه برای عصر غیبت.

مخاطب: طلاب، روحانیون، مبلغان، اساتید و دانشجویان معارف اسلامی، فعالان فرهنگی و سیاسی، عموم شیعیان علاقه‌مند به سیره‌شناسی ائمه؟عهم؟.

گزارش تفصیلی از کارگاه «جریان‌شناسی اهل سنّت ایران»

سیّد بهنام منافی

کارگاه آموزشی با موضوع «جریان‌شناسی و ضرورت شناخت دقیق اهل سنّت ایران» با هدف روشن‌ساختنِ پیچیدگی‌‌های شناختی در زمینه‌های فکری، عقیدتی و فقهی جامعۀ اهل سنّت و ارائۀ راهبردهای مدیریتی برای فعالان عرصه‌های فرهنگی و امامان جمعه برگزار گردید. در این نشست تخصّصی، کارشناس کارگاه جناب آقای قاسمی، معاون پژوهش دبیرخانۀ شورای برنامه‌ریزی مدارس علوم دینی اهل سنّت، به بررسی لایه‌های گوناگون هویّتی اهل سنّت ایران، خطاها و لغزش‌های رایج در مواجهه با آنان و اهمیت و بایستگی شناخت ژرف این جریان‌ها برای نگاهداشت انسجام ملّی و پیشبرد هدف‌های تمدّنی پرداخت.

پیشگفتاری در بایستگی شناخت اهل سنّت

در ابتدا، استاد قاسمی به اهمیت و بایستگی پرداختن به موضوع اهل سنّت ایران اشاره کرده و این بحث را نیازی راهبردی، تمدنی و مدیریتی برای کشور دانست. ایشان خاطرنشان کرد که نگاه ساده‌انگارانه و سطحی به جامعۀ اهل سنّت، که آن‌ها را گروه‌هایی یکدست و بدون گوناگونی‌ فکری می‌پندارند، می‌تواند به خطاها و لغزش‌های جبران‌ناپذیری در سطح مدیریت فرهنگی و حتی امنیت ملّی بینجامد. وی با اشاره به اینکه مخاطبان این کارگاه، امامان جمعه و فعّالان عرصه‌های فرهنگی هستند، هدف اصلی بحث را ارائۀ یک جریان‌‌شناسی اجمالی و در عین حال، شناختی دقیق از اهل سنّت ایران معرفی کرد تا شرکت‌کنندگان به ابزاری برای شناخت و مواجهه درست با این جامعه دست پیدا کنند.

وی تأکید کرد که آشنایی با اهل سنّت ایران، یک بایستگی در زمینه‌های راهبردی و تمدنی و حوزۀ مدیریت فرهنگی است و به‌ویژه برای دانش‌پژوهان امامت یک ضرورت برای بالابردن زمینۀ کارآمدی نهاد نماز‌جمعه است.

استاد قاسمی همچنین افزود که این شناخت فقط محدود به دانستن مذهب‌های فقهی چهارگانه (حنفی، شافعی، مالکی و حنبلی) نیست، بلکه لایه‌های عمیق‌تری از جمله جریان‌های عقیدتی (اشعری و ماتُریدی) و گرایش‌های عرفانی و صوفیانه را نیز در بر می‌گیرد که هر یک تأثیر بسزایی در شکل‌گیری هویّت و کنش‌های اجتماعی آنان دارد.

بخش اوّل: لایه‌های هویتی و گوناگونی‌های درونی اهل سنّت

کارشناس نشست در این بخش از سخنان خود، به توضیح لایه‌های گونا‌گون شناختی پرداخت که هویّت یک فرد یا گروه از اهل سنّت را تشکیل می‌دهد و تأکید کرد که تحلیل هر پدیدۀ وابسته به اهل سنّت، بدون در نظرگرفتن این سه لایه، تحلیلی ناقص و گمراه‌کننده خواهد بود.

۱. لایۀ فقهی؛ پوستۀ نخستین شناخت

ایشان اوّلین و سطحی‌ترین لایۀ شناختی را شناخت جریان فقهی دانستند و فرمودند: اینکه ما بدانیم یک سنّی شافعی است یا حنفی، این نخستین لایۀ شناختی ماست؛ امّا این لایه به تنهایی کافی نیست؛ چون گرچه مذهب‌های فقهی چهارگانۀ اهل سنّت دارای اشتراک‌های فراوانی هستند؛ تفاوت‌های آن‌ها در منطقه‌های گوناگون ایران، مانند کُردستان (بیشتر آنان شافعی مذهب) یا سیستان‌وبلوچستان و تُرکمن‌صحرا (بیشترآنان حنفی مذهب) بر شیوۀ واکنش‌های اجتماعی و دینی آنان اثر می‌گذارد. و البته باید توجه داشت که توقّف در این لایه، خطای راهبردی بزرگی است.

۲. لایۀ عقیدتی؛ هستۀ اصلی باورها

معاون پژوهش دبیرخانۀ شورای برنامه‌ریزی مدارس علوم دینی اهل سنّت ، لایۀ دوم و مهم‌تر را شناخت جریان عقیدتی معرّفی کرد. ایشان بیان داشت که دو جریان اصلی کلامی در میان اهل سنّت، اشاعره و ماتُریدیّه هستند که هر دو در اصول اعتقادی با یکدیگر نزدیکی دارند و در برابر جریان‌های غالیانه و افراطی قرار می‌گیرند. وی سپس افزود: فردی که از نظرگاه فقهی حنفی است، در عقیدۀ ماتُریدی خواهد بود و فردی هم که از نگاه فقهی شافعی است، از نظر عقیدتی اشعری می‌شود؛ امّا نکتۀ کلیدی که سخنران بر آن تأکید کرد، پدیداری جریان‌های عقیدتی دیگری مانند سلفی‌گری و وهابیّت است که با مبانی کلامی اشاعره و ماتُریدیه در تضاد هستند. وی با ذکر مثالی توضیح داد که ممکن است شما با فردی روبه‌رو شوید که در ظاهر خود را حنفی معرّفی می‌کند، امّا در لایۀ عقیدتی خود، تحت تأثیر اندیشه‌های وهّابی قرار گرفته باشد. اینجاست که صرف شناخت فقهی فرد، ما را به خطا می‌اندازد. این تمایز عقیدتی، در مسائلی مانند نگاه به جبهۀ مقاومت، تکفیر و وحدت اسلامی، خود را آشکارا نمایان می‌سازد.

۳. لایۀ سلوکی و عارفانه‌های صوفیانه؛ عمق ارتباط‌های اجتماعی

سومین لایۀ مورد بحث، جریان‌های صوفیانه و طریقت‌‌های عرفانی است. استاد قاسمی توضیح داد که در بسیاری از منطقه‌های سنّی‌نشین ایران؛ به‌ویژه در کُردستان، طریقت‌های صوفیانه مانند: «قادریّه و نقشبندیّه» نفوذ عمیقی دارند. این طریقت‌ها، شبکه‌های قدرتمندی از رابطه‌های مُرید‌ومُرادی ایجاد کرده‌اند که تأثیر آن گاه از ساختارهای رسمی دینی نیز فراتر می‌رود، به طور مثال شما در کُردستان می‌بینید که نفوذ یک شیخ طریقت از نفوذ یک عالم رسمی یا حتّی امام‌جمعه اهل سنت بیشتر است. بنابراین، نادیده‌گرفتن این لایۀ شناختی و عدم شناخت مشایخ صوفیّه و طریقت‌های سلوکی و عرفانی در منطقه‌های سنّی‌نشین، به معنای نادیده‌گرفتن یکی از مهم‌ترین ابزارهای تأثیرگذار بر جامعۀ اهل سنّت است.

بخش دوم: آسیب‌شناسی مواجهه؛ دو خطای بزرگ در مدیریت فرهنگی

استاد قاسمی در ادامه، به تحلیل دو رویکرد اشتباه و آسیب‌زا در برخورد با جامعۀ اهل سنت پرداخت که ناشی از همان شناخت سطحی و ناقص است. آن دو رویکرد به شرح ذیل است:

۱. خطای سخت‌گیری افراطی و بدبینی مطلق

ایشان رویکرد اوّل را نگاهی افراطی و سخت‌گیرانه دانسته که همۀ اهل سنّت را با یک چشم می‌بیند و با برچسب‌هایی مانند وهّابی-سَلَفی یا دشمن، راه هرگونه ارتباط و گفت‌گو را می‌بندد. این نگاه، به گفتۀ ایشان، نه تنها با استراتژی نظام جمهوری اسلامی در زمینۀ وحدت اسلامی در تضاد است، بلکه سبب آن می‌شود که نیروهای معتدل و همراه با انقلاب در جامعۀ اهل سنّت نیز به حاشیه رانده شوند و میدان به دست جریان‌های تندرو بیفتد.

اینکه ما همه را با یک چوب برانیم و فکر کنیم جملگی اهل سنّت، وهّابی و سَلَفی هستند، این یک خطای بزرگ است که می‌تواند به انسجام ملّی ما لطمه بزند.

۲. خطای ساده‌‌اندیشی و خوش‌بینی بی‌اساس

رویکرد اشتباه دوم، ساده‌اندیشی و عدم تشخیص جریان‌های مسأله‌دار و مشکل‌ساز در پوشش عنوان‌های موجّه است. ایشان با ذکر مثالی هشدار داد: اینکه یک نفر می‌گوید: ,,من حنفی هستم،، نباید به سادگی از کنار آن بگذریم، باید بررسی کنیم که آیا این فرد، حنفی دیوبندی است یا حنفی بریلوی؟ آیا در عقیده، ماتُریدی است یا گرایش‌های سَلَفی دارد؟ عدم تفکیک میان این جریان‌ها می‌تواند باعث شود که یک فرد با باورهای افراطی و ضدتقریبی در یک پُست حسّاس فرهنگی یا دینی قرار گیرد و خسارت‌های بلندمدّتی به بار آورد. وی افزود: گاهی یک انتصاب اشتباه، محصول همین عدم شناخت دقیق است و می‌تواند یک منطقه را برای سال‌ها دچار چالش کند.

بخش سوم: ارائۀ راهکار؛ به سوی مدیریتی هوشمندانه و مبتنی بر شناخت

کارشناس نشست پس از تبیین لایه‌های هویتی و آسیب‌شناسی رویکردهای موجود، راهکار اصلی را حرکت به سوی «مدیریت هوشمندانۀ مبتنی بر جریان‌شناسی دقیق» دانست. وی تأکید کرد که امامان‌جمعه و مدیران فرهنگی در منطقه‌های تلفیقی باید به نقشۀ جامع جریان‌های فکری، عقیدتی و اجتماعی منطقۀ خود آشنا باشند، مثلاً به هنگامۀ مواجهه با یک عالم یا فعّال اهل سنّت باید این پرسش‌ها را از خود بپرسیم:

از نظر فقهی به کدام مذهب تعلّق دارد؟

از نظر کلامی و عقیدتی، پیرو کدام جریان (اشعری، ماتُریدی و سَلَفی) است؟

آیا به طریقت‌های صوفیانه هم گرایش دارد یا مخالف تصوّف است؟

دیدگاه‌های او در برابر گزاره‌های کلان دنیای اسلام، مانند: جبهۀ مقاومت، مسألۀ فلسطین و وحدت شیعه و سنّی چیست؟

شبکۀ ارتباطی او با کدام شخصیت‌ها و جریان‌های داخلی و خارجی است؟

پاسخ به این پرسش‌های مهم، نمایی آشکار از فرد مقابل به دست ما می‌دهد و به مدیران ما توان آن را می‌دهد تا استراتژی مناسب و درخوری برای ارتباط‌گیری، همکاری یا مهار آن فرد اتخاذ کنند. وقتی ما این لایه‌ها را شناختیم، آنگاه می‌توانیم دوست را از دشمن و جریان معتدل را از جریان افراطی تمییز دهیم و بر اساس آن برنامه‌ریزی کنیم.

جمع‌بندی و نتیجه‌گیری

این کارگاه آموزشی با تأکید بر این نکتۀ کلیدی پایان یافت که جامعۀ اهل سنّت ایران، یک مجموعۀ گوناگون، پیچیده و چندلایه است و هرگونه سیاستگذاری و مدیریّت فرهنگی در قبال آن، بدون مجهّزشدن به ابزار جریان‌شناسانۀ دقیق، محکوم به شکست است. سخنان کارشناس محترم نشان داد که عبور از نگاه‌های صفر و صدی (خوش‌بینی مطلق و بدبینی مطلق) و رسیدن به یک تحلیل واقع‌بینانه از راه شناخت لایه‌های فقهی چهارگانه، عقیدتی و اجتماعی، تنها راه مدیریت مؤثّر و تقویت همبستگی ملّی در منطقه‌های تلفیقی است.

مهم‌ترین یافته این نشست آن بود که کارآمدی نهادهایی همچون ستاد نماز‌جمعه در مناطق سنّی‌نشین، ارتباط مستقیمی با میزان شناخت امام‌جمعه از نقشۀ فکری و فرهنگی آن سامان دارد. این شناخت به او اجازه می‌دهد تا با جریان‌های معتدل و تقریبی همکاری کرده و در برابر نفوذ اندیشه‌ها و گرایش‌های افراطی و تکفیری – سَلَفی ایستادگی کند و پیام وحدت‌بخش انقلاب اسلامی را به شکلی مؤثّرتر به گوش مردمان برساند.

در نهایت، این کارگاه پیامی روشن برای همۀ فعالان فرهنگی داشت: برای ساختن یک تمدّن نوین اسلامی و نگاهداشتِ انسجام ملّی، راهی به جز شناخت عمیق، دقیق و عالمانۀ یکدیگر نداریم. پس مسألۀ «شناخت» را دست کم و کوچک نشماریم.

submit comment
0 دیدگاه

نظر شما در مورد این مطلب چیه؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *